استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



شب هفتم محرم/ باید مسئولین اصلاح شوند، تا جامعه و مردم اصلاح شود

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد: مَثَل جمهوری اسلامی، مثل کعبه است، کعبه باید از بت‌های فتنه و فساد و فحشا تطهیر شود.  باید این بت‌ها را شکست و بیرون ریخت. آنوقت ببینید مردم چطور این کعبه طواف می‌کنند!

 

 

هیئت انصار ولایت یزد، یکشنبه 25 شهریورماه، هفتمین شب از مراسم ویژه «اینجا خیمه‌ای بر پاست» را با حضور جمع کثیری از عزاداران سرور و سالار شهیدان در مسجد آخوند ملااسماعیل برگزار کرد. در این مراسم حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد در ادامه سلسله مباحث «دین هست ولی کم است» به ایراد سخنرانی پرداخت که گزیده‌ای از سخنان وی را در ادامه می‌خوانید:

 

چگونه احکام اسلامی محقق می‌شود؟

سه عنصر مهم نیاز است تا احکام اسلامی در جامعه اسلامی محقق شود. در قرآن و روایات به ما توصیه شده است که وقتی مسئولیتی قبول می‌کنیم، «أخذ به قوّت» کنیم. یعنی باید مسئولیت را با تمام قوا و قوت پذیرفت و حداکثر توان را برای انجام وظیفه به کار برد. اما خودِ قوت در تفاسیر هم به معنای حکومت و حاکمیت آمده است و هم به معنای اینکه باید قدرت جسمی و روحی کافی برای انجام این مسئولیت را داشته باشد. معنای دیگر قوّت، «قدرت علمی و تخصصی» است که اگر مسئولی بخواهد در انجام مسئولیت خود موفق باشد، باید قدرت علمی داشته باشد. خصوصاً برای پیاده کردن دین باید آگاهی‌های دینی داشته باشد. البته تخصص و قدرت علمی تنها هم کافی نیست. اگر یک مسئول فقط تخصص و آگاهی علمی داشته باشد، وقتی به قدرت می‌رسد، اگر طمع یا ترس در او وجود باشد، از اجرای احکام اسلام منصرف می‌شود. بنایراین تهذیب نفس و تقوا هم لازم است. معنای سوم قدرت، «قوت ایمانی» است، به معنای باور قلبی نسبت به احکام دین و آثار آن. بعضی ممکن است اطلاعات خوبی هم داشته باشند، اما باور ندارند که احکام دین نجات بخش است. باور قلبی یعنی اینکه شما عمیقاً و راسخاً معتقد باشید که هر امری از جانب خدا آمده است، خیری در آن است و راه نجات انسان همین است.

 

حدود الهی را جدی بگیریم!

یکی از احکامی که خیلی سخت به نظر می‌رسد، اجرای حدود الهی است. در جامعه بسیاری از تخلفات و گناهان اتفاق می‌افتد که احکام تندی در مورد آن وجود دارد؛ گاهی تعزیر است، گاهی حبس، گاهی نفی بلد و تبعید و گاهی هم اعدام است. اجرای حدود به حدی مهم است که هم از وجود پیامبر اکرم(ص) و هم از وجود امام باقر(ع) روایت داریم که فرمودند: «حَدٌّ يُقَامُ فِي اَلْأَرْضِ أَزْكَى فِيهَا مِنْ قَطْرِ مَطَرِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ أَيَّامَهَا»[1]؛ اجرای یک حد، از بارانی که چهل شبانه روز بر آن زمین ببارد، بابرکت‌تر است. این سخن معصوم است که مُشرِف به ظاهر و باطن عالم است. روایت‌های متعددی داریم که می‌فرمایند: تعطیلی حدود، دشمنی با خداست.

تشخیص اجرای حدود به عهده قاضی مجتهد هست و این مسئله بسیار مشکل است. گاهی ممکن است به این نتیجه برسیم که اجرای حدود در ملأ عام را تعطیل کنیم. غرض شارع از اینکه فرموده است: حدود باید در ملأ عام اجرا شود، چیست؟ آیا صرف اینکه اعلام می‌شود مثلاً دیروز یک قاتل جانی را اعدام کردیم، اثر دیدن را دارد؟! می‌گویند: مجامع بین‌المللی اگر ببینند ما حدود را اجرا می‌کنیم، به ما فشار می‌آورند، یا مثلاً عواطف مردم جریحه‌دار می‌شود. خب، جریحه‌دار شود! یعنی خدا نمی‌دانست که عواطف مردم جریحه‌دار می‌شود؟! باور قلبی کجاست؟! چرا در احکام الهی دست می‌بریم؟! خب، وقتی ما مجرم را در ملأ عام مجازات نکنیم، نتیجه این می‌شود که جنایت زیاد خواهد شد. صفحه حوادث روزنامه را بخوانید لطفاً! افزایش جنایت عواطف مردم را جریحه‌دار نمی‌کند؟! اگر در ملأ عام حد بر سارق اجرا می‌شد، سردمداران فسادهای اقتصادی و سیاسی در همه سطوح در ملأ عام مجازات می‌شدند، آمار فساد بالا می‌رفت؟!

 

ترس از خدا یا ترس از نهادهای بین المللی؟!

می‌گویند: حد خدا را جاری نکنیم، که نهادهای بین‌المللی اعتراض می‌کنند! خب، چه اتفاقی می‌افتد؟ فساد و جنایت در مملکت خودمان زیاد می‌شود. باور قلبی ما ضعیف شده است؛ به این فکر هستیم که جامعه جهانی چه می‌گوید. در غرب، برای قاتل فقط حبس تعیین می‌کنند، این می‌شود که شخص اسلحه برمی‌دارد و در مدرسه به روی بچه‌های مردم رگبار می‌بندد! البته در جاهایی مصلحت هست، اما مصلحت را ولیِّ جامعه تشخیص می‌دهد. الآن همه برای خودشان مجمع تشخیص مصلحت هستند. اجرای حدود که اینقدر از آن می‌ترسیم، در حکم همان میکروب‌های ضعیف شده‌ای است که بدن را مقاوم می‌کند. وقتی یک حد را اجرا می‌کنیم، در حقیقت جامعه را در بربر فسادهای بعدی بیمه کرده‌ایم. با دانه‌درشت‌های فساد اقتصادی برخورد نمی‌کنیم، دو نفر می‌شوند صد نفر!

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون»[2]؛ در اجرای حکم خدا از دیگران نترسید، از من بترسید.

 

چرا الگوهایمان را فراموش کردیم؟!

ما احکام دینمان را درست اجرا نمی‌کنیم. در زندگی شخصی هم گاهی از حرف حق شنیدن ناراحت می‌شویم. حق اگر به نفع ما باشد، می‌پذیریم، اگر بر علیه ما باشد، به سراغ آن نمی‌رویم. تخم مرغ دزد، شتر دزد می‌شود. اول کار انسان حقوق کوچک را زیر پا می‌گذارد. باید از مسئولین بپرسیم: از کجا آورده‌اید؟! چطور خودت، همسرت و فرزندانت هر کدام یک اتومبیل دارید؟! آن هم در جامعه‌ای که مردم یک پراید هم نمی‌توانند بخرند، شما چطور اتومبیل خارجی سوار می‌شوید؟! چرا عده‌ای اشرافی زندگی می‌کنند؟ چرا ساده‌زیستی دیده نمی‌شود؟! چرا دهه شصت را فراموش کرده‌ایم؟! شهید رجایی و باهنر را فراموش کرده‌ایم؟ شهید صیاد شیرازی را فراموش کرده‌ایم؟ چرا مقام معظم رهبری را الگوی خودمان قرار نمی‌دهیم که زندگی بسیار ساده‌ای دارند؟! من نگرانم اگر از اوضاع ساده زندگی ایشان بگویم، حتی مردم متدین و مذهبی هم باور نکنند!

امیرالمؤمنین(ع) به عثمان بن حنیف که فرماندار بصره بود، نامه نوشتند و او را توبیخ کردند: شنیده‌ام بر سر سفره اشراف نشسته‌ای که فقرا را راه نمی‌دادند! حضرت او را توبیخ کردند و فرمودند: تو باید به من اقتدا کنی. من کسی هستم که اگر بخواهم می‌توانم عسل مصفا و مغز گندم بخورم و جامه‌های ابریشم بپوشم، ولی از لباس‌های دنیا به یک لباس ساده و دو قرص نان اکتفا کرده‌ام. بعد فرمودند: «شما نمی‌توانید مثل علی(ع) زندگی کنید، ولی بیایید و علی(ع) را کمک بدهید وشبیه او باشید»، یعنی مدل زندگی‌تان مدل ساده زیستی باشد.

 

مردم بر دین حاکمان خود هستند...

در نظام اسلامی بین حاکم جامعه و مردم حقوق متقابل وجود دارد. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌های 34 و 216 نهج‌البلاغه حقوق متقابل حاکم و مردم را تعیین می‌کنند. خب، دین یعنی همین! حضرت می‌فرماین این حقوق متقابل فریضه‌ای است که هم مردم و هم حاکم باید انجام دهند. اگر این حقوق رعایت شود، نظام سازگاری و انسجام داخلی جامعه زیاد می‌شود و برای دین عزت و قدرت تولید می‌کند. در ادامه می‌فرمایند: «فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ»؛ مردم اصلاح نمی‌شوند، مگر با اصلاح حاکمان. «الناس عَلَی دِینِ مُلوُکِهِم»؛ مردم بر شیوه و روش حاکمان خود هستند. پس باید مسئولین اصلاح شوند، تا جامعه و مردم اصلاح شوند. بعد هم می‌فرمایند: «وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ»؛ حاکمان در جامعه اصلاح نمی‌شوند، مگر با اسقامت و مطالبه مردم نسبت به وظایفی که دین برای حاکمان مشخص کرده است. مردم باید از مسئولین مطالبه کنند. حرمت مسئولین را حفظ کنند، ولی بخواهند از ایشان. حضرت در ادامه می فرمایند: اگر در جامعه اینطور شد که حاکمان حق مردم را دادند و مردم هم حقوقشان را مطالبه کردند، فرهنگ حق مداری در جامعه نهادینه می‌شود و دشمن هم وقتی ببیند مردم پشت حاکمیت هستند، ناامید می‌شود.

خدا را شکر مردم ما اینچنین نیستند که وقتی زیر بار مشکلات بروند، دین را زیر پا بگذارند. بعضی از مسئولین بدشان نمی‌آید اینطوری بشود، دشمنان هم خوششان می‌آید که داد مردم از انقلاب درآید، ولی مردم ما اینطور نیستند. امام(ره) فرمودند: «اگر ما را تحریم کنید، ما فرزند رمضانیم و اگر ما را تهدید کنید، ما فرزند عاشورا هستیم»! مردم اینطور هستند، ولی دلیل نمی‌شود که مسئولین به مردم فشار بیاورند و مشکل مردم را حل نکنند.

 

مَثَل جمهوری اسلامی، مَثَل کعبه است.

عده‌ای می‌گویند: به مسئولین اعتراض نکیند، چون به انقلاب ضربه می‌خورد! ولی مبارزه با دانه درشت‌های فساد باید انجام شود. اگر دانه درشت‌ها را بزنید، خورده پاها حساب کار دستشان می‌آید. اجرای حدود الهی ماندد جراحی است، درد دارد، اما شما از مرگ نجات پیدا می‌کنید. اگر دست نزنید که درد دارد، سرطان می‌شود! ممکن است چیزهایی به هم بریزد، اما بعدا درست می‌شود. مردم اگر حقایق را بدانند، پای انقلاب می‌ایستند. اجرای حدود به انقلاب ضربه نمی‌زند. مثَل جمهوری اسلامی، مَثَل کعبه است. روزی در کعبه بت‌های زیادی بود که پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بت‌ها را شکستند و یکی یکی بیرون ریختند، ولی کعبه را خراب نکردند. جمهوری اسلامی باید از سران فساد و فتنه تطهیر شود، قوه قضائیه باید این بت‌ها را بشکند و بیرون بریزد. آنوقت ببینید مردم چطور طواف می‌کنند!

درست است که مطالبات ما نباید به جمهوری اسلامی لطمه بزند و دشمن را امیدوار کند، اما به غیر از معصوم و ولیِّ‌فقیه که با ادله نقلی و عقلی ثابت کردیم مبری از ظلم به مردم هستند، بقیه مسئولین مبری از ظلم نیستند، بنابراین باید مطالبه جدی داشته باشیم. مردم باید بصیرت خود را نشان دهند.

 

در مطالبه‌گری بصیرت داشته باشیم

ما پیشنهاد می‌دهیم مسئولین محترم در محلات مختلف حضور پیدا کنند و مساجد را پایگاه خود قرار دهند، به مردم بگویند: بیایید مشکلاتتان را بگویید. البته صوری نباشد که هر روز اعلام کنند: ما به مردم سر زدیم، اما مشکلات مردم همچنان سرجایش باشد! به مردم هم پیشنهاد می‌دهیم در مشکلاتتان به علمای شهرتان مراجعه کنید. علما وقتی ببینند مردم مطالبه می‌کنند، انها هم به پشتوانه مردم تذکرات جدی‌تری به مسئولین می‌دهند. پیشنهاد دیگر اینکه شما مردم مساجد را فعال‌تر کنید، گاهی مسئولین را به مسجد محله دعوت کنید تا مردم بیایند مشکلاتشان را عنوان کنند. این کار ها باید بدون حاشیه انجام شود. راه مطالبه اینهاست، به خیابان آمدن، یعنی آب به آسیاب دشمن ریختن!

عده‌ای همیشه به دنبال ایجاد جنجال در کشور هستند. در گوشه و کنار می‌گفتند: دولت منحل شود و... رهبری فرمودند خیر، دولت باید بماند و مشکلات را حل کند و باید حمایت شود. دشمن خیلی منتظر بود دولت منحل شود و هرج و مرج داخلی اتفاق بیفتد تا بتواند در امور داخلی ما دخالت کند. رهبری فرمودند باید از دولت حمایت کنیم؛ وقتی ولی فقیه چیزی را می‌گوید و مصلحت می‌داند، باید اطاعت کنیم. اگر می‌بینید کسی هوچی گری می‌کند و در خیابان سر و صدا به راه می‌اندازد، بدانید آب به آسیاب دشمن می‌ریزد. بعضی از مسئولین هم ظاهراً به مشکلات مردم رسیدگی نمی‌کنند، تا آستانه تحمل مردم پایین بیاید و به خیابان‌ها بیایند! اما مردم ما مردم امام حسینی هستند و شعورشان بیش از اینهاست.

رهبری فرمودند حرکت ما به سمت جلوست، با همه مشکلاتی که هست، ما به سمت جلو در حرکتیم. تحمل و بصیرت لازم است تا بت‌های فساد از کعبه انقلاب بیرون ریخته شود به حول و قوه الهی... رهبری فرمودند دشمن اگر خیلی فشار بیاورد، حادثه صلح امام حسن(ع) اتفاق نمی‌افتد، بلکه عاشورا اتفاق می‌افتد! رفقا! ما نباید اجازه دهیم عاشورا تکرار شود! یا اگر اتفاق افتاد، اینجا دشمن باید به قتلگاه برود، نه فرزند پیغمبر! و این‌بار قطعاً دشمنان به قتلگاه خواهند رفت.

ما شرمنده سیدالشهداییم که جانش را فدا کرد تا دین به دست ما برسد. این دین رایگان به دست نیامده، امام حسین(ع) خون داد، اهل‌بیت(ع) به اسارت رفتند، شهدا جان دادند؛ ما چطور می‌خواهیم جبران کنیم؟

یا اباعبدالله! إنی سلمٌ لمَن سالکم و حربٌ لمن حاربکم...



[1]. وسائل الشيعه، ج 18، ص 308 و فروع کافي، ج 7، ص 174.

[2] . سوره بقره، آیه 150

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید